اهمیت دلبستگی میان مادر وکودک
امروزه از دیدگاه روانشناسی رابطه میان دوران کودکی خوب و زندگی همراه با رضایتخاطر در بزرگسالی کاملا مورد قبول و پذیرفتنی است.

مطالعات ثابت کرده که افراد خوشبخت و راضی، کودکی خود را دقیقا به یاد میآورند و قادرند وقایع سالهای اولیه را اعم از خوشایند و ناخوشایند به تفصیل تعریف کنند و نظر آنها در مورد روابطشان با پدر، مادر، خواهرها، برادرها و بستگان واقعبینانه است. این افراد خود را بیشتر منشأ اثر و کمتر قربانی شرایط بیرونی میدانند. آنها به دیگران کمک میکنند و در موقع نیاز از دیگران کمک و حمایت میپذیرند.از سوی دیگر از دید روانشناسی دلیل شکستها، تنها کودکی بد نیست؛ به عبارت دیگر نمیتوان هر اشتباهی را که فرد مرتکب میشود بهدلیل داشتن کودکی سخت، توجیه کرد چون مسئولیت در قبال خود و ضروری بودن کنترل احساسات و تکانهها، جایگاه مهمی در زندگی انسان دارد. در این ارتباط، لازم است به سؤالات زیر پاسخ دهیم؛
از چه زمانی رشد روانی انسان و تأثیر عوامل بر آن آغاز میشود؟
آیا چگونگی پدیده بارداری، زایمان و سال اول زندگی کودک روی شالوده روانی او تأثیر میگذارد؟
از چه زمانی انسان مستقل میشود و نسبت به خود احساس مسئولیت میکند؟
ساختار روان انسان امر کاملا پیچیدهای است.
دلبستگی میان مادر و کودک مانند بندی نامرئی این دو را به هم وصل میکند. این موضوع کشف علمی تازهای نیست و اساسا بخشی از تجربههای بشر محسوب میشود. وقتی مشاهده میکنیم، مادرها چگونه با تمام وجود از کودکشان مراقبت میکنند و چگونه کودکان با همه حواسشان به مادر دلبسته هستند، به رابطه بیمانند و غیرقابل مقایسه میان مادر و کودکش پی میبریم. این موضوع نه تنها در مورد انسانها بلکه در مورد حیواناتی که به صورت جمعی زندگی میکنند نیز صادق است.اما با وجود اهمیت موضوع تا اواسط قرن گذشته طول کشید تا (علوم) روانپزشکی و روانشناسی درباره پدیده دلبستگی میان مادر و کودک مطالعات بیشتری انجام دهد.


اهمیت دلبستگی میان مادر وکودک
